تبليغاتX
باران - وقتی آرمانی نیست







باران

کوه ها با همند و تنهایند همچو ما با همان تنهایان

وقتی آرمانی نیست


اتل متل توتوله     احمدی کوتوله

اتل متل توتوله    موسوی کوتوله

هی میگی چیز چیز    پرونده ها رو میزه

بگم بگم    من به شما علاقمندم

ایول ایوله  ایول احمدی یله ایول

ایول ایوله ایول   موسوی سره ایول  اون تاج سره ایول

دکتر برو دکتر

دلاور هسته ای     برو بخواب خسته ای

یه هفته دو هفته     احمدی حموم نرفته

موسوی قهرمان می شه    خدا می دونه که حقشه

آخر هفته    احمدی رفته

آخر هفته    موسوی رفته

این چند روز شهر در دست بچه ها بود، ما بچه ها به خیابان ها ریخته بودیم و شعار می دادیم. سر سه راه راهنمایی طرفداران احمدی نژاد می رقصیدند و اول ملک آباد طرفداران موسوی. بسیاری از ما پیش از این حتا یک بار هم به تبلیغ برای کاندیداهای ریاست جمهوری نیاندیشیده بودیم و وقتی رفقا همه در خیابان بودند، رفتیم تا دور هم باشیم. شعارهای شبه روشنفکرانه مانند:

 آزادی اندیشه بی موسوی نمی شه

موسوی موسوی پرچم ایران مرا پس بگیر

دولت سیب زمینی نمی خواهیم نمی خواهیم

به ندرت شنیده می شد و یا در انبوه صداهای دیگر گم می شد.

فردا قرار است ما بچه هایی که آموزش سیاسی ندیدیم، برویم و سرنوشت کشور در این برهه زمانی حساس  را رقم  بزنیم. من نمی دانیم از حضور بی سابقه مردم در عرصه سیاسی شاد باشم و یا از ضعف دانش سیاسی این جمعیت نگران.

فردا روز مهمی است و پس از آن، هر شرایطی سخت است، امیدوارم فردا شرایطی را رقم بزنیم که در پس آن دوران سخت، امیدی به استقلال، رفاه، آزادی، دموکراسی و شادی داشته باشیم.

 

+ نوشته شده در 88/03/21ساعت 8:47 توسط مریم |