تبليغاتX
باران







باران

کوه ها با همند و تنهایند همچو ما با همان تنهایان

روياي تناسخ

 

دلم می خواهد این مریم بمیرد و رویای تناسخ بشر واقعیت داشته باشد و مریمی دیگر که شباهتی به این مریم ندارد و در جا و زمانی که هیچ شباهتی به اینجا و الان ندارد به دنیا بیاید و شاد و آزاد زندگی کند و در آنجا حتی یک بار هم یاد مریم قدیمی نیفتد ...

و اگر دنيايي كه شبيه اين دنيا نيست،‌نباشد،‌همان بهتر كه روياي تناسخ،‌آرزويي بيش نباشد!

 

+ نوشته شده در 88/05/28ساعت 13:4 توسط مریم |

روز خبرنگار

17مرداد روز خبرنگار است و رسم است كه روزهاي نامگذاري شده را تبريك بگوييم اما

با چه رويي تبريك بگويم 

وقتي زهرا كاظمي در بازداشتگاه مرد و من سكوت كردم 

وقتي دو روزنامه نگار آمريكايي را دولت كره شمالي بازداشت مي كند و جامعه جهاني سكوت مي كند 

وقتي مهسا كه باردار است در زندان به سر مي برد و روزنامه ها از او نمي نويسند  وقتي برخي روزنامه ها به جاي صحبت از خواسته هاي مردم و نقد عملكرد دولتمردان،‌ مردم را اغتشاش گر و جاسوس مي خوانند و مجيز دولتمردان مي گويند 

با چه رويي تبريك بگويم؟  


+ نوشته شده در 88/05/16ساعت 17:18 توسط مریم |

روزها مي گذرد...


كاش اينجا بودي

به ياد همه كساني كه اين روزها رفتند و ديگر برنگشتند...


+ نوشته شده در 88/05/07ساعت 15:47 توسط مریم |