تبليغاتX
باران







باران

کوه ها با همند و تنهایند همچو ما با همان تنهایان

تولد


تولد كسي نزديك است كه سال هاست مرده است
كاش ققنوس واقعيت داشت...

+ نوشته شده در 87/09/11ساعت 12:22 توسط مریم |

سيلي باد


بر موتوري سوارم و در جاده اي خلوت و پر درخت مي رانم و سيلي باد پاييزي صورتم را نوازش مي دهد كه كسي به پشتم مي زند و مي خواهد كه پنجره اتوبوس را ببندم تا بچه اش سرما نخورد...


+ نوشته شده در 87/09/04ساعت 9:39 توسط مریم |