تبليغاتX
باران







باران

کوه ها با همند و تنهایند همچو ما با همان تنهایان

پرنده

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

 

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغ هاي رابطه تاريكند

چراغ هاي رابطه تاريكند

 

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني ست

 

 

+ نوشته شده در 86/08/27ساعت 13:9 توسط مریم |