تبليغاتX
باران







باران

کوه ها با همند و تنهایند همچو ما با همان تنهایان

شايد ديگر صدا هم ماندگار نيست

و صدایم را میان همه همهمه ها نمی شنوی

صدایت میزنم

باز هم صدایت میزنم

و

و

و 

باز هم نمی شنوی

بغض می کنم

اما باید به خودم مسلط باشم

باید

باید

باید

به خو

و تو می روی...

+ نوشته شده در 85/12/10ساعت 10:0 توسط مریم |

ايمان من

 

نترس! كافر نمي شوم 

زيرا به نمي دانم هاي خودم  ايمان دارم ...

 

+ نوشته شده در 85/12/07ساعت 10:57 توسط مریم |